تبليغاتX
ترانه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عید سعید قربان بر عموم مسلمانان و موحدین ایران و جهان مبارک باد

اس ام اس های عید قربان

این یک هفته رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک

 

عید قربان نزدیکه، این جماعت براشون گاو و گوسفند فرقی نمی کنه… نگرانتم!

 

از امروز 7 روز بیشتر زنده نیستی… از فرصتی که داری لذت ببر گوسفند عزیز!
پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم!

 

 

این روزا خیلی مواظب خودت باش… جونت در خطره… ممکنه سرتو ببرن…
این اس ام اس رو برای گوسفند های دیگه هم بفرست.
پیشاپیش عید قربان مبارک

 

عید قربان نزدیک است تا می تونی علف بخور قیمتت بره بالا

 

عید قربون پارسال که در رفتی امسال چیکار می خوای بکنی؟

 

تا حالا فكركردي اگرخدابه حضرت ابراهيم امرمي كرد به جاي پسرش زنشو قرباني كنه اين مراسم هرسال باچه شكوهي تكرار می شد؟

 

و آنگاه كه ابراهيم با غالب آمدن بر وسوسه هاي شيطاني، كارد را بر گلوي اسماعيل نهاد تا او را قرباني كند…
ندا آمد: ابراهيم! جوگير نشو! تو در مقابل دوربين مخفي قرار گرفتي!
عیدتان مبارک!

عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست
بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است
عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک . . .

 

نام نویسی جهت اعزام فوری به حج تمتع امسال شروع شده است
جهت اقدام به دفتر تهیه و توزیع چهار پایان جهت ذبح در عید قربان اقدام فرمائید !!!

 

به حرمت آفریده شدن اولین گوسفنده آسمانی که جان حضرت اسماعیل را نجات داد
7 مرتبه با صدای بلند بگو بع بع !!!

همزمان با عید قربان
دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن !!!

 

سلام خوبی؟

الان کجایی؟

راستی بهت تبریک میگم

واقعا باید خوشحال باشی نه؟

کاری که تو کردی واقعا شاهکار بود خیلی خیلی حرفه ای هستی

هیچکی فکرشم نمیکرد بتونی دیروز از زیر تیغ فرار کنی

تو باعث افتخار بقیه گوسفندایی

 

عیدقربان، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی وبندگی ،

عیدنزدیک شدن دلها به قرب الهی برهمه مسلمانان مبارک باد

 

اگر زنده اي sms بده (طرح آمار گيري از بازماندگان عيد قربان).

 

روز اوج بندگي و تجلي ايثار ابراهيمي مبارک.

 

عيد سعيد «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک!!! .

 

عيد سعيد قربان لغو شد ! ( ستاد روحيه دهي به گوسفندان ).

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه 5 آذر1388 ساعت 11:27 بعد از ظهر | لینک ثابت |

I dreamed I had an interview with God
در رویا دیدم که دارم با خدا حرف میزنم

God asked
خدا از من پرسید

?So you would like to interview me
مایلی از من چیزی بپرسی؟

I said, If you have the time
من گفتم، اگر وقت داشته باشید

God smiled
با لبخندی گفت

My time is eternity
وقت من ابدی است

?What questions do you have in mind for me
چه پرسشی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

I asked
پرسیدم

?What surprises you most about human kind
چه چیزی در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده می کند؟

God answered
خدا پاسخ داد

That they get bored with childhood
آدم ها از بودن در دوران کودکی خسته می شوند

They rush to grow up, and then
عجله دارند زودتر بزرگ شوند، و سپس

long to be children again
حسرت دوران کودکی را می خورند

That they lose their health to make money
اینکه سلامتی خود را صرف کسب ثروت می کنند

And then
و سپس

Lose their money to restore their health
ثروتشان را دوباره خرج بازگشت سلامتیشان می کنند

That by thinking anxiously about the future
چنان با هیجان و نگرانی به آینده فکر می کنند

They forget the present
که از زمان حال غافل می شوند

Such that they live in neither the present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند

And not the future
و نه در آینده

That they live as if they will never die
اینکه چنان زندگی می کنند که گویی هیچوقت نخواهند مرد

And die as if they had never lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند

God's hand took mine
خداوند دستهای مرا در دست گرفت

And we were silent for a while
و ما برای لحظاتی سکوت کردیم

Then I asked
سپس من پرسیدم

As the creator of people
به عنوان خالق انسانها

?What are some of life's lessons you want them to learn
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟

God replied with a smile
خداوند با لبخند پاسخ داد

To learn they can not make any one love them
یاد بگیرند که نمیتوانند دیگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند

But they can do is let themselves be loved
اما می توانند طوری رفتار کنند که محبوب دیگران شوند

To learn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خود را با دیگران مقایسه نکنند

To learn that a rich person is not one who has the most
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

But is one who needs the least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد

To learn to forgive by practicing forgiveness
یاد بگیرند دیگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگی

To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love
یاد بگیرند تنها چند ثانیه طول می کشد تا زخمی در قلب کسی که دوستش دارید ایجاد کنید

But it can take many years to heal them
ولی سال ها طول می کشد تا آن جراحت را التیام بخشید

To learn that there are people who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را از صمیم قلب دوست دارند

But simply have not yet learned how to express or show their feelings
ولی نمیدانند چگونه احساسشان را ابراز کنند

To learn that two people can look at the same thing
یاد بگیرند و بدانند دو نفر می توانند به یک موضوع واحد نگاه کنند

But see it differently
ولی برداشت آن ها متفاوت باشد

To learn that it is not always enough that they be forgiven by others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست همدیگر را ببخشند

But they must also forgive themselves
بلکه انسان ها باید قادر به بخشش و عفو خود نیز باشند

Thank you for your time, I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم

?Is there anything else you would like your children to know
آیا چیز دیگری هم وجود دارد که دوست داشته باشید تا آنها بدانند؟

God smiled and said
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد

Just know that I am here
فقط اینکه بدانند من اینجا "با آنها" هستم

ALWAYS
همیشه

نوشته شده توسط سجاد در جمعه 24 مهر1388 ساعت 2:25 بعد از ظهر | لینک ثابت |

هنرمندان ایرانی از کودکی تا امروز


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بهرام رادان



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نیکی کریمی


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گلشیفته فراهانی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مهناز افشار



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

محمد اصفهانی


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

لیلا حاتمی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ابی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

منصور



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

هومن



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کامران



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ماهایا پتروسیان



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پوریا پورسرخ



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

رضا صادقی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گوگوش



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شادمهر عقیلی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

محمد رضا شجریان



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

هدیه تهرانی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

باران کوثری



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


پرستو صالحی

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه 9 مهر1388 ساعت 0:20 قبل از ظهر | لینک ثابت |
  نامهایی که هویت تهران را بیاد می آورند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


شاید هر روز نام چند محله از تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم تاریخجه ی این نام ها چی هست. البته اگر اهل تهران باشید، به خوبی میدونین که هر یک از این نامها، بخشی از تاریخ تهران رو ساخته و میشه گفت هویت تهران قدیم نهفته در تاریخ این نام هاست.

سید خندان
سیدخندان پیرمردی دانا و البته خنده‌رو بوده كه پیشگویی‌های او زبانزد مردم بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به همین پیرمرد بوده است؛ البته بعدها نام سید خندان بر ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران هم اطلاق می‌شده است.

فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.

فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.

شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.

پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.

جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.

درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی "درگ" نامیده می شده است دانسته اند.

دزاشیب (نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام " آشِب " وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.

زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.

کامرانیه
زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه (بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.

نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.

ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.

یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و " ران " به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.

 

 

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه 9 مهر1388 ساعت 0:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

ز این

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


‌بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارد. نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یكی از ‌عوامل مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی ‌با عشق آغاز می‌شود. اما مهم، سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.‌

‌برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم، این كار ‌را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی را كه می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما ‌همخوانی دارد یا خیر؟‌

‌برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست ‌داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟
در جواب این سوال، ‌دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادوی ‌گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه ‌دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر ‌اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امكان را ‌می‌دهد كه محبت خود را آن طور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.‌


وقتی كسی را دوست داریم، تنها با گفتن "دوستت دارم" نمی‌توانیم به او ثابت كنیم كه حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است كه در ما نسبت به ‌كسی به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها ‌می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم :


1- ‌به او دروغ نمی‌گوییم
دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حس اعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پی نخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط زناشویی توام با عشق و محبت تنها راستی و صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را بوجود می آورد.

2- غرورش را نمی‌شكنیم
گاهی وقت ها شکستن غرور شاید برای رسیدن به خیلی چیزها خوب باشه ولی نه به این شکل که صراحتا برای طرف مقابل بکار ببرید. چون این کار یکنوع خورد کردن شخصیت و ایجاد تنشی را در پی خواهد داشت که شاید در یک زمان کوتاه جبران اینکار چندان هم ساده نباشد.

3- ‌‌به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذاریم
همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود، همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود، پس به ‌خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر وی به آنها احترام ‌بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

4- ‌او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهیم گرفت
این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست چون هر كسی ایراداتی دارد، اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات ‌شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی ببینید تا به همسرتان احساس ‌ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

5- ‌با او لجبازی نمی‌كنیم
وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابر ‌خواسته‌ها و رفتار او موضع گیری و لجبازی نمی‌كنید.

6- ‌وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شویم براحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میكنیم
اشتباه كردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، ‌عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در ‌برابر معشوق جایی ندارد.


  7- ‌او را در كارها و تصمیماتمان دخیل می‌كنیم
وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را ‌راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند، پس همیشه با او مشورت می‌كنید و ‌تصمیمات خود را به تنهایی نمی‌گیرید.

8- ‌اگر مخالفتی با او داریم با آرامش قانعش می‌كنیم
اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب ‌ناپذیر است اما ‌برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست ‌داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفت‌تان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه ‌می‌توانید قانعش كنید.

9- به او در كارهایش كمك می‌كنیم
زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو، ‌در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه ‌چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.‌‌

10- اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است به او كمك می‌كنیم
اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است ‌اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او ‌فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی ‌آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با ‌آرامش بی موقع خود، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت ‌است عین خیالتان نیست.

11- ‌می‌توانیم به راحتی اشتباهات او را ببخشیم و فراموش كنیم
درست است كه بعضی اشتباهات بخشودنی ‌نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها ‌گذشت و با صحبت‌های منطقی، از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

12- ‌از اینکه در كنارش هستیم خوشحالیم و نمی‌خواهیم از كنارش فرار كنیم
بعضی از زن و شوهر‌ها دائما ‌می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا وقت خود را با دیگران بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان، به ‌تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از اینکه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت ‌می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

13- ‌با لذت، گذشت خواهیم كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرمان می‌خواهیم
این گذشت به معنی نادیده ‌گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

14- ‌در جمله‌هایمان كمتر از "من" استفاده می‌كنیم و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گوییم
با کاربرد این روش در واقع كارهایی كه ‌خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه 8 مهر1388 ساعت 11:55 قبل از ظهر | لینک ثابت |


طراحی های جالب بدنه هواپیما با تصاویر تبلیغاتی

و شخصیت های كارتونی



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه 8 مهر1388 ساعت 11:45 قبل از ظهر | لینک ثابت |

  

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مثنوی مجلس ترحیم (طنز)

از افاضات آقای هالو !


دوستی از دوستانم در درود
همسرش مرد و عزادارش نمود

تا عزاداری به رسم آن دیار
آبرومندانه گردد برگزار

آگهی در روزنامه درج کرد
ختم جانانه گرفت و خرج کرد

چای و قهوه ، میوه ، سیگار و گلاب
لای خرما مغز گردو بی حساب

تاق شال دست باف فومنی
تکه حلوا لای نان بستنی

منقل اسپند و عود کاشمر
شربت و شربت خوری ، قند و شکر

فرش ابریشم به نقش یا علی
قاری و مداح و میز و صندلی

ترمه و جام و قدح یک در میان
گیره ی نقره برای استکان

حجله سیصد چراغ یک تنی
رحل و سی جزء و بلن گوی سونی

بر در و دیوار خانه صد قلم
بیرق و ریسه ، کتیبه با علم

در میان مجلس و ما بین جمع
ده چراغ زنبوری ، پنجاه شمع

قاب کرده وان یکاد و چارقل
نصب کرده در میان تاج گل

باز تا شادان شود در آن جهان
روح آن مرحومه ی خلد آشیان

واعظی با فهم و دانا و بلد
کرد دعوت تا سخنرانی کند


آشنایان قدیمی هرکدام
آمدند از راه یک یک با سلام

اهل فامیل ریا کار و دغل
کاسب و همسایه و اهل محل

دوستان با وفا با تربیت
آمدند از بهر عرض تسلیت

مجلسی با احترام و با شکوه
لیک واعظ غایب و او در ستوه

گرچه رسما گشته دعوت، ممکن است
جای بهتر رفته آن معده پرست

مجلسی با آن شکوه و احترام
بی سخنرانی نمی گردد تمام

مجلس با آبرو و با وقار
بی سخنرانی بود بی اعتبار


ساعتی بی واعظ و منبر گذشت
عاقبت صاحب عزا بی تاب گشت

رفت در پس کوچه ها پیدا کند
واعظی تا مدح میت را کند

دید شیخی با عرقچین و عبا
ریش و نعلین و عصا ، شال و قبا

گفت : ای دستم به دامانت بیا
از غم و غصه رهایم کن ، رها

مجلس ختمی است وعظی مختصر
پول بستان ، آبرویم را بخر

شیخ از هول حلیم روغنی
رفت با سر توی دیگ ده منی

آمد و شد در عزایش نوحه خوان
طبق عادت هی چاخان پشت چاخان

بی خبر کان مرده زن بوده نه مرد
رفت بر منبر سخن آغاز کرد :


او بری بود از بدی و هرزگی
می شناسم من ورا از بچگی

من خودم او را بزرگش کرده ام
کودکی بود و سترگش کرده ام

من نمی گویم چرا رنجور بود
رازها در بین ما مستور بود

وه چه شب های درازی را که من
صبح کردم با وی اندر انجمن

مجلس آرای و سخن پرداز بود
با همه اهل محل دمساز بود

ما دو جسم و لیک یک جان بوده ایم
مست و مدهوش و غزلخوان بوده ایم

او نه تنها بر منش ایثار بود
مطمئنم با شما هم یار بود

ما به او احساس دیرین داشتیم
خاطرات تلخ و شیرین داشتیم

آتشی در این هوای سرد بود
جمله مردان را دوای درد بود

نازنینی رفته است از بین ما
از کجای او بگویم با شما

هر شب جمعه بداد از پیش و پس
بر گدایان نان و خرما و عدس

یاد باد آن شب که خود را باختم
دست را در گردنش انداختم

زیر گوشش نرم کردم زمزمه
درد دل گفتم به او یک عالمه

سر به زانویش نهاده سوختم
چشم در چشمان شوخش دوختم

دست خود را بر سر و گوشم و کشید
از سر رأفت در آغوشم کشید


تا رسید این جا سخن صاحب عزا
بر سر او کوفت با چوب عصا

کی همه نفرین و عصیان و گناه
با عیال خویش کردی اشتباه ؟

تو چه سرّی با زن ما داشتی
دختر سعدی ورا پنداشتی؟

تو نپرسیدی ز قبل گفتگو
زن بود لیلی و یا مرد ای عمو ؟


گفت و گفت و گفت تا بی هوش شد
کف به لب آورده و خاموش شد

جمع گشته گرد او پیر و جوان
آن به این دستور می داد این به آن

آی قنداق آورید و چای داغ
دیگری می گفت : گِل زیر دماغ

این یکی می شست رویش را به آب
آن یکی می گشت دنبال گلاب

این وری نبضش گرفته می شمرد
آن وری بین دو کتفش می فشرد

دکمه های پیرهن را کرده باز
سوی قبله کرده پاها را دراز

ذره ای تربت بمالیدش به کام
باد می زد دیگری او را مدام

مؤمنی دستان خود برده به جیب
زیر لب می خواند هی امّن یجیب

پیرمردی گفت : این آشوب چیست
این بابا جنی شده چیزیش نیست

ورد خواند و فوت کرد و ذکر گفت
من هشل لف لِف تـــُلــُف هوها هلفت

تا طلسم آن ننه مرده شکست
هر دو چشمش وا شد و پا شد نشست

لب گشود و در سخن شد کم کَمَک
گفت : کو آشیخ ؟ ای مردم کمک

با طنابی سفت بندیدش به هم
تا حق او را کف دستش نهم

لیک جا تر بچه چون مرغی پرید
شاه بیت ماجرا را بشنوید:

شیخ کز این ماجرا آزرده بود
میکروفن را با بلن گو برده بود


سروده : محمدرضا عالی ‌پیام

نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه 8 مهر1388 ساعت 0:0 قبل از ظهر | لینک ثابت |

۱۹ ایده جهانی برای ایجاد جاذبه در زندگی زناشویی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1- همسرت را عوض نکن، خودت را عوض کن.

2- همیشه درون خود را بازبینی کن و در این بازنگری‌ها منصف باش.

3- کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچگاه نسخه‌های درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن.

4- هم به خوبی‌هایش فکر کن هم به بدی‌هایش و هنگام بحث هر دو را مد نظر داشته باش.

5- خود روانپزشک خویشتن باش، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد.

6- کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو، عمل کن (عمل شما سکوت و آرامش در چهره ی شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم میخورد و مسائلی گفته میشود که گاه مشکل را پیچیده تر میکند.

7- عیب‌های همسرت را دوست داشته باش.

8- مردها همه یکسانند این یک روال جهانى است.

9- مسائل کوچک را نادیده بگیر.

10- مقایسه نکن. هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مردها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.

11- سعی کن اختلاف سلیقه‌هایتان به نزاع نیانجامد. این را بدان که تفاوت‌ها شکاف بوجود نمی آورد عدم تفاهم است که شکاف‌ها را بیشتر میکند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید.

12- وقت آزاد خود را تنظیم کنید. این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگها و مادربزرگها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل‌ می‌شوید.

13- سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی. چرا که خواستگاه و پرورش گاه هر کدام از ما برایمان رفتار‌هایی را نهادینه میکند. با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید.

14- عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.

15- قرار‌های دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامه‌های عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او در یک جای خاطره انگیز قرار بگذارید.

16- با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن.

17- با عشق همسرت را رام خود کن.

18- جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد.

19- بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست و این را بدان كه او قدر این کار را خواهد دانست.

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه 27 اردیبهشت1388 ساعت 11:10 بعد از ظهر | لینک ثابت |

هشت اصل برای یک زندگی بیست

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1- صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

2- در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.


3- هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بی جا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.


4- آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.


5- دل تان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

6- سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7- تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8- همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

نوشته شده توسط سجاد در شنبه 3 اسفند1387 ساعت 10:10 بعد از ظهر | لینک ثابت |

   

ضد حال يعنی چه ؟!

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی بجاش هي آگـهي پخش كنن!

ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده، همه سيمکارتا بياد جز مـال تو!

ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غيـاب کنه!

ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!

ضدحال يعنی با.۹.۷۵ از يك ترم افتادن!

ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی مسنجرت هنگ كنه !

ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!

ضدحال يعنی قبض تلفنت بياد ....... تومن!

ضدحال یعنی عشق یه طرفه!

ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!

ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!

ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!

ضدحال یعنی گل خوردن در دقیقه ۹۰!

ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!

ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!

ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!

ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!

ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!

ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰

ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲ شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!

ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!

ضدحال يعنی نفر يازدهم کنکور شدن!

ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند!

ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!

ضدحال يعنی از شب تا صبح بشيني پاي كامپيوتر پروژه دانشگاهتو تايپ كني بعد هنوز save نكردي برق بره!

ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!

ضدحال يعنی اومدي تو
پرشين استار عضو بشي يه مرتبه اشتراك اينترنتت تموم بشه!

ضدحال يعنی درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه!

ضدحال يعنی يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي!

ضدحال يعنی روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري!

ضدحال يعنی سر سفره عقد عروس خانوم با قاطعيت بگه نــه!

ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خودکارت تمــوم بشه!

ضدحال یعنی با عجــله تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!

ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو پيش يه عده نــامحرم گم کنی!

ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی هيچوقــت ببینی!

ضدحال يعنی بعد از كلي معطلي وايسادي تو صف ATM وقتي نوبتت ميشه ارتباط خودپرداز با مركز قطــع بشه!

ضدحال يعنی هيستوري سيستمت رو پاک نکنی همه ايميلاتـــو داداش كنجكاوت بخونه!

ضدحال يعنی . . .

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه 3 دی1387 ساعت 11:50 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 


 

 


چگونه پیشنهاد ازدواج بدهیم ؟

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد يا اينكه در آينده خواهيد برداشت. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از همه مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي (شخص مورد علاقه تان) مثبت بـاشـد! شما كه در صدد يك پيشنهاد ازدواج موفق هستيد بد نيست ايـن نكـات را هــنگام انجام اين تصميم مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد :

1- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد: واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

2- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد: پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف 50 سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

3- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد: شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

4- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد: به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنويسيد؟

5- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد: بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

6- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد: هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي "بله" خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

7- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد: شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.

8- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد: صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

9- مكان و زمان مناسب را بيابيد: مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد. اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.

10- او را دستپاچه نكنيد: شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.

11- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد. او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: "بله"، "خيـر" و يــا "شايد". شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.

12- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد: هـمـواره احـتـمال آن كـه وي "نه"بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.

13- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد: زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.
 

با تشكر از : خانم محبوبه كاظمی
 


 

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 0:5 قبل از ظهر | لینک ثابت |

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


ماه های تولد افراد مشهور دنيا را با ماه تولد خودتان مقايسه كنيد !
با خواندن ادامه مطالب حتما بخونین




گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه 12 آذر1387 ساعت 11:59 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 

 

آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري !


1. در زندگي و معاشرت با ديگران ، نرم‌افزار باشيم ، نه سخت‌افزار.

2. براي پسوند فايل زندگي اجتماعي و خانوادگي ، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنيم نه چيز ديگر.

3. هيچ‌گاه قفل سي‌دي قلب مردم را نشكنيم كه "تا تواني دلي به دست آور ، دل شكستن هنر نمي‌باشد".

4. چنانچه در كاري شكست خورديم ، آن را "Shut Down" نكنيم بلكه آن را "Restart" كنيم.

5. براي مانيتور زندگي‌مان ، بك‌گراند (Background) سبز يا آبي را در نظر بگيريم نه سياه يا دودي.

6. براي سيستم قلبمان از مانيتورهاي تخت و صاف (Flat) استفاده كنيم.

7.براي حل اختلافات زناشويي ، روي گزينه " گذشت و ايثار "، دابل كليك (Double click) كنيم.

8. براي فايل‌هاي اسرار زندگي‌مان ، پسورد (password) بگذاريم و آن را مخفي (Hidden) كنيم.

9. همواره پيش از سخن گفتن ، سي پي يوي فكرمان را به كار بيندازيم.

10. بر صفحه مشكلات مردم ، كليد F1 باشيم و آنان را كمك و راهنمايي (Help) كنيم.


.

 

 
 
برای دیدن متن کامل ادامه مطلب را کلیلک کنید

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد در جمعه 10 آبان1387 ساعت 11:45 بعد از ظهر | لینک ثابت |

آخرين جرعه اين جام تهي
گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

همه ميپرسند
چيست در زمزمه مبهم آب
چيست در همهمه دلكش برگ
چيست در بازي آن ابر سپيد
روي اين آبي آرام بلند
كه ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال
چيست در خلوت خاموش كبوترها
چيست در كوشش بي حاصل موج
چيست در خنده جام
كه تو چندين ساعت
مات و مبهوت به آن مي نگري
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
مه به اين آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش كبوترها
نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام
من به اين جمله نمي انديشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل يخ را با باد
نفس پاك شقايق را در سينه كوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاينده هستي را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را ميشنوم
مي بينم
من به اين جمله نمي انديشم
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تك و تنها به تو مي انديشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال كه باشم به تو ميانديشم
تو بدان اين را تنها تو بدان
تو بيا
تو بمان با من تنها تو بمان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب
من فداي تو به جاي همه گلها تو بخند
اينك اين من كه به پاي تو درافتاده ام باز
ريسماني كن از آن موي دراز
تو بگير
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش
من همين يك نفس از جرعه جانم باقي است
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش

شعر از : زنده ياد فريدون مشيري

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه 28 مهر1387 ساعت 11:40 بعد از ظهر | لینک ثابت |

 ۲۰- دلیل محکم و منطقی برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید :

1. نام خانوادگی بچه هایتان تابع نام خانوادگی شما است.

2. مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.

3. برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

4. درب تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

5. دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6. جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.

7. لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8. ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9. همکارانتان نمی توانند اشک شما را در بیاورند.

10. اگر در 34 سالگی هنوز مجرد هستید احدی به شما ایراد نمی گیرد.

11. رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12. با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.

13. وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14. بدون هدیه هم میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.

15. می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.

16. حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.

17. ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18. در تقسیم ارث سهم بیشتری می برید.

19. احتمال مدیر شدنتان زیاد است.

20. می توانید چند زن داشته باشید.(احتیاط! معلوم نیست خوشبخت شوید)



20 دلیل محکم و منطقی برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید :

1. نام هر گل زیبایی که در طبیعت است را روی شما می گذارند.

2. به راحتی و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه می کنید و غم و غصه هایتان را در دل جمع نمی کنید تا سکته کنید.

3. آن قدر حرف برای گفتن دارید که هرگز کم نمی آورید.

4. عشق و هنر ابداع شماست.

5. زیبایی مخصوص شماست.

6. همیشه جوانتر از سنتان هستید و هیچکس نمی داند شما چند ساله اید.

7. بهشت زیر پای شماست.

8. همیشه تمیز و نظیف هستید.

9. همیشه مقداری پول برای روز مبادا دارید که جز خودتان هیچ کس از جای آن خبر ندارد.

10. مجبور نیستید خانه به خانه بروید و خواستگاری کنید مثل خانم ها در خانه می نشینید تا دیگران با کلی منت و خواهش و التماس و گل و هدیه به خواستگاری شما بیایند.

11. در همه جا حق تقدم با شماست.

12. هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید و کبود نمی شوید و خون به پا نمی کنید.

13. ضعیف کش نیستید و دق و دلی رئیس اداره تان را در خانه خالی نمی کنید.

14. نصف بیشتر از صندلی های دانشگاه را شما تصاحب کرده اید.

15. به‌ جزئیات‌ زندگی‌ و رفتاری‌ با دقت‌ نگاه‌ می‌کنید و آنها را در حافظه‌ خود جای‌ می‌دهید.

16. درصد کارکنان زن نسبت به کل کارکنان در حال افزایش مستمر است.

17. میانگین عمرتان بیشتر از آقایان است.

18. موفقیت مردان مرهون زحمات شما است.

19. مردان از دامن شما به معراج می روند.

20. حرف آخر را همیشه شما می زنید.



 

نوشته شده توسط سجاد در جمعه 26 مهر1387 ساعت 1:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

        قدرت انديشه


پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود.


تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود .


پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد : 


پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .


من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد.


من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .


دوستدار تو پدر


پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :


پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .


4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .


پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟


پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .

     

     


نوشته شده توسط سجاد در شنبه 23 شهریور1387 ساعت 1:0 قبل از ظهر | لینک ثابت |

آموزش با کلاسی

 

سعي كنيد هرروز لباسهايتان را آپگريد كنيد

  

داشتن موبايل شيك و جديد خيلي مهم است

 

براي موبايلتان چند جلد بخريد تا بتوانيد موبايلتان را به سادگي با لباستان هماهنگ كنيد

  

مدل مو خيلي مهم است هرچه در اين زمينه هزينه كنيد باز هم كم است

  

هر روز چند كلمه جديد از ديكشنري استخراج كنيد تا به هنگام نياز به كار بگيريد

  

اگر با كسي قرار ميگذاريد با نيم ساعت تاخير به سر قرار برويد وا ز خيابانهاي شلوغ گله كنيد

 

مكالمات تلفني خود را به چند ثانيه خلاصه كنيد. خانومها بيشتر تمرين كنند

  

در ميهماني چاي را با قند نخوريد بلكه با نوك قاشق كمي شكر ريخته و فقط دو بار به هم بزنيد

  

و چاي را به يكباره نخوريد بلكه يك كم چاي بخوريد چند كلمه حرف بزنيد كمي چاي كمي حرف ..... و

  

يوگا ورزش با كلاسي است حتما اين ورزش را ياد بگيريد

  

هنگامي كه كرايه ميدهيد هيچ وقت پول خرد ندهيد حتي المقدور تراول يا بيست هزار ريالي بدهيد

  

هر روز يك روزنامه به زبان انگليسي خريده و هر كجا ميرويد همراهتان ببريد

  

به كلاسهاي آموزش موسيقي رفته و هميشه كيف گيتار به دوشتان بياندازيد

  

هميشه چوب اسكي و چوب گلف را در ماشينتان داشته باشيد

  

در رستوران يا در ميهماني نصف كباب تان را ميل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقي بگذاريد

 

نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت 5:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

وصیت نامه چارلی چاپلین 

جرالدين دخترم،از تو دورم،ولي يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نمي شود.اما تو کجايي؟در پاريس روي صحنه ي تئاتر پر شکوه شانزه ليزه...اين را مي دانم و چنان است که در اين سکوت شبانگاهي،آهنگ قدمهايت را مي شنوم. شنيده ام نقش تو در اين نمايش پر شکوه،نقش آن دختر زيباي حاکمي است که اسير خان تاتار شده است.

جرالدين،در نقش ستاره باش اما اگر فرياد تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي آور گلهايي که برايت فرستاده اند تو را فرصت هوشياري داد،بنشين و نامه ام را بخوان...من پدر تو هستم.امروز نوبت توست که هنرنمايي کني و به اوج افتخار برسي.امروز نوبت توست که صداي کف زدنهاي تماشاگران تو را به آسمانها ببرد.به آسمانها برو ولي گاهي هم روي زمين بيا و زندگي مردم را تماشا کن.زندگي آنان که با شکم گرسنه،در حالي که پاهايشان از بينوايي مي لرزد و هنرنمايي مي کند.من خود يکي از ايشان بودم.

جرالدين دخترم،تو مرا درست نمي شناسي.در آن شبهاي بس دور با تو قصه ها بسيار گفتم اما غصه هاي خود را هرگز نگفتم.آن هم داستاني شنيدني است.داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترين صحنه هاي لندن آواز مي خواند و صدقه مي گيرد.اين داستان من است.من طعم گرسنگي را چشيده ام.من درد نابساماني را کشيده ام.و از اينها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره گرد که اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند.اما سکه ي صدقه ي آن رهگذر که غرورش را خرد نمي کند رانيز احساس کرده ام.با اين همه زنده ام و از زندگان پيش از آن که بميرند حرفي نبايد زد.داستان من به کار نمي آيد.از تو حرف بزنم.به دنبال نام تو نام من است.

چاپلين،جرالدين دخترم،دنيايي که تو در آن زندگي مي کني دنياي هنرپيشگی و موسيقي است.نيمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر بيرون مي آيي،آن ستايشگران ثروتمند را فراموش کن.ولي حال آن راننده تاکسي را که تو را به منزل مي رساند بپرس.حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولي براي خريد لباس بچه نداشت،مبلغي پنهاني در جيبش بگذار.....

به نماينده خود در پاريس دستور داده ام فقط وجه اين نوع خرجهاي تو را بي چون و چرا بپردازد.اما براي خرجهاي ديگرت،بايد براي آن صورت حساب بفرستي.....

دخترم  جرالدين،گاه و بي گاه با مترو و اتوبوس شهر بگرد.مردم را نگاه کن. زنان بيوه و يتيم را بشناس و دست کم روزي يک بار بگو:*من هم از آنها هستم.*تو واقعا يکي از آنها هستي.هنر قبل از آنکه دو بال دور پرواز به انسان بدهد،اغلب دو پاي او را مي شکند.وقتي به مرحله اي رسيدي که خود را برتر از تماشاگران خويش بداني،همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسي خود را به حومه ي پاريس برسان.من آنجا را خوب مي شناسم.آنجا بازيگران مانند خويش را خواهي ديد که از قرنها پيش زيباتر از تو،چالاکتر از تو و مغرورتر از تو هنرنمايي مي کنند.اما در آنجا از نور خيره کننده ي نورافکن هاي تئاتر شانزه ليزه خبري نيست.نورافکن کولي ها تنها نور ماه است.نگاه کن،آيا بهتر از تو هنرنمايي نمي کنند؟اعتراف کن.دخترم...هميشه کسي هست که بهتر از تو هنرنمايي کند و اين را بدان که هرگز در خانواده ي چارلي چاپلين کسي آنقدر گستاخ نبوده که يک کالسکه ران يا يک گداي کنار رود سن يا کولي هنرمند حومه پاريس را ناسزايي بگويد.......

دخترم،جرالدين،چکي سفيد براي تو فرستاده ام که هر چه دلت مي خواهد بگيري و خرج کني.ولي هر وقت خواستي دو فرانک خرج کني،با خود بگو سومين فرانک از آن من نيست.اين مال يک فرد فقير گمنام مي باشد که امشب به يک فرانک احتياج دارد.جستجو لازم نيست.اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهي همه جا خواهي يافت.اگر از پول و سکه براي تو حرف ميزنم براي آن است که از نيروي فريب و افسوس پول،اين فرزند شيطان،خوب آگاهم....... 

من زماني دراز در سيرک زيسته ام و همیشه و هر لحظه براي بندبازان بر روي ريسماني بس نازک و لرزنده نگران بوده ام.اما دخترم اين حقيقت را بگويم که مردم بر روي زمين استوار و گسترده،بيشتر از بندبازان ريسمان نااستوار سقوط مي کنند.

دخترم،جرالدين،پدرت با تو حرف ميزند.شايد شبي درخشش گرانبهاترين الماس این جهان تو را فريب دهد.آن شب است که اين الماس،آن ريسمان نااستوار زير پاي تو خواهد بود و سقوط تو حتمي است....روزي که چهره ي زيباي يک اشراف زاده ي بي بند و بار تو را بفريبد،آن روز است که بندبازي ناشي خواهي بود.بندبازان ناشي هميشه سقوط مي کنند.

از اين رو دل به زر و زيور مبند.بزگترين الماس اين جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد....اما اگر روزي دل به مردي آفتاب گونه بستي،با او يکدل باش و به راستي او را دوست بدار و معني اين را وظيفه ي خود در قبال اين موضوع بدان.به مادرت گفته ام که در اين خصوص براي تو نامه اي بنويسد.او بهتر از من معني عشق را مي داند.او براي تعريف معني عشق،که معني آن يکدلي است شايسته تر از من است......

دخترم،هيچ کس و هيچ چيز را در اين جهان نمي توان يافت که شايسته آن باشد که دختري ناخن پاي خود را به خاطر آن عريان کند.....برهنگي بيماري عصر ماست.به گمان من تن تو بايد مال کسي باشد که روحش را براي تو عريان کرده است.

دخترم جرالدين،براي تو حرف بسيار دارم ولي به موقع ديگري مي گذارم و با اين پيام نامه ام را پايان مي بخشم:

***انسان باش،پاکدل و يکدل؛زيرا که گرسنه بودن،صدقه گرفتن و در فقر مردن،هزار بار قابل تحمل تر از پست و بي عاطفه بودن است***

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه 10 شهریور1387 ساعت 1:0 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 

 محل نشستن شما در کلاس چه معنی داره؟

 

 

 

نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه 3 شهریور1387 ساعت 9:15 قبل از ظهر | لینک ثابت |
 
 
آيا ميدانستيد كه پل خواجو در زمان سلاطين صفويه در اصفهان ساخته شده است ؟

  آيا ميدانستيد كه گوش و بيني در تمام طول عمر انسان در حال رشد ميباشد و بزرگتر ميشود ؟

 آيا ميدانستيد كه نام پايتخت قرقيزستان بيشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است ؟

 آيا ميدانستيد كه بيش از صد ميليــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسايي شده اند ؟

 آيا ميدانستيد که اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد ؟

 آيا ميدانستيد که سياره اورانوس پانزده قمر ? ماه ? دارد ؟

 آيا ميدانستيد که زمين از حيث بزرگي پنجمين و از حيث فاصله با خورشيد ، سومين سياره منظومه شمسي است؟

 آيا ميدانستيد که کنگوکينشاسا همان کشور زئير ميباشد ؟

 آيا ميدانستيد که زهر مار کبری بيشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صيد می‌شود ؟

 آيا ميدانستيد که بيشتر سردردهای معمولي از کم نوشيدن آب ميباشد ؟

 آيا ميدانستيد كه کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است ؟

 آيا ميدانستيد كه اندونزی چهارمين کشور پر جمعيت دنيا بعد از چين و هند و آمريکا مي باشد ؟

 آيا ميدانستيد که ايراني ها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورند ؟

 آيا ميدانستيد که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پيش لباس بر تن ميکرده است ؟

 آيا ميدانستيد که نامهای قديمي ترکيه ، روم شرقي و عثماني بوده است ؟

 آيا ميدانستيد که دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندی در پوسيدگي دندانهای کودکان نقش دارد ؟

 آيا ميدانستيد که پروانه ها، چشم هاي مرکب دارند که تعداد آنها گاهي به هجده هزار مي رسد ؟

 آيا ميدانستيد که قويترين نيروهاي دنيا بترتيب عبارتند از : نيروي هسته اي ، الكترو مغناطيس و نيروي جاذبه ؟

 آيا ميدانستيد که ما حتي در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشيد مي باشيم ؟ بين هفتاد تا هشتاد درصد از اين نور ميتواند به راحتي از ابرها رد�` شوند !

 آيا ميدانستيد که آب دريا بهترين ماسک زيباي پوست است ؟ البته بخاطر منيزيم و املاح معدني موجود در آب دريا ميباشد !

 

نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه 31 مرداد1387 ساعت 7:50 قبل از ظهر | لینک ثابت |